الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
35
الغدير ( فارسى )
و اين صورت ديگرى از آن است : هر كس به عمار دشنام دهد ، خدا او را دشنام خواهد داد ، و هركه با عمار دشمنى ورزد ، خدا با او دشمنى خواهد ورزيد . اين روايت را حاكم و ذهبى صحيح شمردهاند . احمد حنبل به اين عبارت نقل كرده است : هر كه با عمار دشمنى ورزد ، خداى عز و جل با او دشمنى خواهد ورزيد ، و هركه نسبت به وى كينه بورزد ، خداى عز و جل با او كينه خواهد ورزيد ، و هركه او را دشنام دهد ، خداى عز و جل او را دشنام خواهد داد . حاكم نيشابورى و ابن نجار و ابن عساكر و طبرانى اين حديث را با عباراتى مشابه روايت كردهاند ، و جمعى كثير از حديثدانان و اساتيد فن حديث نيز آن را آوردهاند . « 1 » 13 - از حذيفه ، صحابى معروف پيامبر روايت شده كه به دو گفتند : حالا كه عثمان كشته شده ، چكار كنيم ؟ جواب داد : با عمار باشيد . گفتند : عمار از على جدا نمىشود . گفت : حسد بيش از هرچيز انسان را نابود مىسازد ، و حقيقت اين است كه نزديكى عمار با على سبب مىشود كه شما از عمار دورى كنيد ، در حالى كه به خدا قسم ، على آنقدر بر عمار برترى دارد كه ابر از خاك فاصله دارد ، و همانا عمّار از نيكان است . « 2 » 14 - عبد اللّه بن جعفر طيار مىگويد : كسى را نديدهام كه مثل عمار ياسر و محمد بن ابى بكر دوست نداشته باشد كه حتى يك لحظه در برابر خدا نافرمانى نمايد و به قدر يك مو از راه حق انحراف پيدا كند . « 3 » 15 - ابشيهى در روايتى آورده است كه در جنگ احد جبرئيل به خدمت پيامبر فرود آمد و دربارهء يارانش مىپرسيد ، تا رسيد به اين سؤال : اينكه در برابرت از تو دفاع و پاسدارى مىكند ، كيست ؟ فرمود : عمار ياسر است . گفت : او را به بهشت مژده بده كه
--> ( 1 ) . رك : مسند احمد حنبل : 4 / 89 ؛ مستدرك حاكم : 3 / 390 ، 391 ؛ تاريخ بغداد : 1 / 152 ؛ الاستيعاب : 2 / 435 ؛ اسد الغابة : 4 / 45 ؛ طرح التثريب : 1 / 88 ؛ تاريخ ابن كثير : 7 / 311 ؛ الاصابة : 2 / 512 ؛ كنز العمال : 6 / 185 و 7 / 71 - 75 . ( 2 ) . اين حديث را ابن عساكر روايت كرده ، چنان كه در كنز العمال : 7 / 73 آمده است . ( 3 ) . اين حديث را طبرانى روايت كرده ، چنان كه در مجمع الزوائد : 9 / 292 آمده است .